الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

13

مناظرات تاريخى امام رضا ( ع ) با پيروان مذاهب و مكاتب ديگر ( فارسى )

چيز و هر كس كه در مسير خودكامگى آن ها قرار مى گرفت . « 1 »

--> ( 1 ) . در دو حكومت وحشت انگيز اموى كه نزديك به هفتاد سال طول كشيد ، جنايات و مظالم اموى ها به حدى بود كه اگر به تفصيل بيان گردد ، مثنوى هفتاد من كاغذ مىشود ، از قساوت و خشونت امويان داستان هاى بسيار شگفت انگيزى در تاريخ آورده اند كه حكايت ذيل نمونه اى از آن هاست . مسعودى مى نويسد : مردم اصفهان چند سال نتوانستند خراج مقرر را بپردازند . حجاج ، عربى بدوى را به ولايت آن جا گماشت و از او خواست كه خراج اصفهان را گردآورى كند . اعرابى چون به اصفهان رفت ، چند كس را ضامن گرفت و ده ماه به آن ها مهلت داد . چون در موعد مقرر خراج را نپرداختند ، آن ها را كه ضامن بودند ، بازداشت و خراج را مطالبه كرد . آن ها باز اظهار عدم توانايى نمودند . اعرابى سوگند ياد كرد كه اگر خراج را نياورند ، آنان را گردن بزند . يكى از آن ها پيش او رفت و اعرابى دستور داد تا گردنش را بزنند و بر آن نوشتند : فلان بن فلان ، بدهى خود را دادى ! پس فرمان داد تا آن سر را در كيسه اى نهادند و بر آن مهر زد و دومى را نيز چنين كرد . مردم ناچار از هر طريق كه بود ، خراجى را كه بر عهده داشتند ، جمع كردند و ادا نمودند ( مروج الذهب ، ج 3 ، ص 180 ، چاپ قاهره ) . دربار دوران حكومت حجاج بن يوسف كه يكى از دژخيمان رژيم منفور اموى بود و استيلاى او بر مردم به منزل تازيان عقوبت و شكنجه تعبير مى شد ، داستان هاى هولناكى نقل كرده اند كه ماى نفرت هر انسانى است . مؤلّف تجارب السلف مى گويد : در زندان او چند هزار كس از قاريان قرآن و فقها و بزرگان محبوس بودند و گفته بود تا به آنان آب آميخته با نمك و آهك بدهند ! ( تجارب السلف ، ص 75 ) . از رسوايى هاى بزرگ امويان خشونت و قساوتى بود كه دربار زيدبن على و فرزندش يحيى بن زيد نشان دادند . آنان جناز زيد را از قبر بيرون كشيدند و سرش را جدا كردند ، آن گاه به دمشق و از آن جا به مكه و مدينه بردند و بدنش را به دار آويختند و سه سال هم چنان بر سر دار بود ! پس از آن ، بدنش را پايين آوردند و آتش زدند و خاكستر او را در فرات ريختند ( مروج الذهب ، ج 3 ، ص 219 217 ؛ تاريخ يعقوبى ج 3 ، ص 66 ) . .